عجب خوش شانسی

عجب خوش شانسیپیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!
ادامه مطلب کلید کنید.

ادامه نوشته

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت... !!

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت... !!

قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر..... در ادامه مطلب کلید کنید
ادامه نوشته